تماس با ما
کد تماس با ما
بانک اس ام اس ظاهر سلجوقی

بانک اس ام اس ظاهر سلجوقی
Z.saljoughi@gmail.com 
(((اس ام اس دلتنگي))) زندگي بايد كرد ! گاه با يك گل سرخ , گاه با يك دل تنگ , گاه بايد روييد در پس اين باران , گاه بايد خنديد بر غمي بي پايان * * * * * * * * * * * * * * دفتر نقاشي من تو شهر غمها گم شده / چه جوري بگم با معرفت دلم برايت تنگ شده * * * * * * * * * * * * * * وقتي دلم برات تنگ مي شه ميرم پشت ابرها زار زار گريه مي كنم , پس يادت باشه هر وقت بارون مياد دلتنگتم.... * * * * * * * * * * * * * * بيتابم و دل براي ديدار تو تنگ است , تقصير دلم نيست نگاه تو قشنگ است * * * * * * * * * * * * * * ميخوام كه عاشقت بشم / گل شقايقت بشم / دلم واست تنگ شده بود / گفتم مزاحمت بشم * * * * * * * * * * * * * * زندگي وقتي قشنگه كه دلي براي دلي تنگ ميشه , الان زندگيم خيلي قشنگه * * * * * * * * * * * * * * در اين شبهاي دلتنگي كه غم با من هم آغوشه , به جز اندوه و تنهايي كسي با من نميجوشه * * * * * * * * * * * * * * هر وقت دلم برات تنگ ميشه ميام پشت قلبت هي در ميزنم , پس هر وقت قلبت ميزنه بدون دلم برات تنگ شده * * * * * * * * * * * * * * فقط كسي معني دلتنگي را درك مي كند كه طعم وابستگي را چشيده باشد , پس هيچوقت به كسي وابسته نشو كه سرانجام آن وابستگي دلتنگيست * * * * * * * * * * * * * * به پايان شد حديث دل ز بس گفتيم و نشنيدي , سر آمد رشته ي الفت ز بس بستيم و بگسستي , دلم امشب براي خنده هايت تنگ تنگ است , فقط در دستهاي گرم تو مردن قشنگ است * * * * * * * * * * * * * * تو اين دنيا تو اين عالم / ميون اين همه آدم ببين من دل به كي دادم / به اون كس كه نميخوادم دلم شيشه دلش سنگه / واسه سنگه دلم تنگه * * * * * * * * * * * * * * برنگرد, كه بر نمي گردي تو هيچوقت نمي خواهمم داشته باشمت,نترس فقط بيا در خزان خواسته هام كمي قدم بزن تا ببينمت دلم براي راه رفتنت تنگ شده است... * * * * * * * * * * * * * * ميان عابران تنهاتر از من هيچ كس نيست / كسي اينجا به فكر اين غريبه در قفس نيست دلم امشب براي خنده هايت تنگ تنگست / فقط در دستهاي گرم تو مردن قشنگست . . . * * * * * * * * * * * * * * پيام : موردي براي نمايش نيست فرستنده : نام فرستنده مشخص نيست تاريخ ارسال : تاريخ ارسال معلوم نيست دلم واسه ي تو خيلي تنگ شده واسه ي همينه كه همه چيز گم شده و از دست رفته! * * * * * * * * * * * * * * ما كه همسايه ي اشكيم ولي با دل تنگ . گر لبي خنده زند ياد شما مي افتيم * * * * * * * * * * * * * * نا له پنداشت كه در سينه ي ما جا تنگ است رفت و برگشت سراسيمه كه دنيا تنگ است * * * * * * * * * * * * * * من به دلتنگي شبهاي ملول و تهي مانده خود از شادي ذهنم از خاطرها سرشار من به تنهايي خويش و به تنهايي باغ... و به يك معجزه مي انديشم... * * * * * * * * * * * * * * شكر خدائي را كه هستي را با مرگ , دوستي را يك رنگ زندگي را با رنگ , عشق را رنگارنگ , رنگين كمان را هفت رنگ شاپرك را صد رنگ , و مرا دلتنگ تو آفريد . . . * * * * * * * * * * * * * * نميدانم از دلتنگي عاشقترم يا از عاشقي دلتنگ تر فقط ميدانم در آغوش مني , بي آنكه باشي و رفتي , بي آنكه نباشي . . . * * * * * * * * * * * * * * عشق يعني با چشم بسته كسي را ديدن و از بين همه دلتنگ يك نفر شدن . . . * * * * * * * * * * * * * * اونائي كه ما عاشقشون هستيم هيچ وقت از ما دور نميشوند هر روز كنار ما راه ميروند اما ديده نميشوند ... شنيده نميشوند و هنوز نزديك و هنوز عاشق ... هنوز دلتنگ و خيلي عزيز . . . * * * * * * * * * * * * * * همواره تنهاييم در اين نفس تنگي در قلب يك بن بست مدهوش دلتنگي * * * * * * * * * * * * * * سه شاخه گل برات ميفرستم يكي از طرف خداوند كه نگهدارت باشه دومي از طرف دلمه كه دوستت داره و سومي از طرف چشامه كه دلتنگ ديدارت شده * * * * * * * * * * * * * * دلم ز دست زمانه بسي تنگ است / چه كنم كه كار دنيا فقط نيرنگ است نيرنگهاي دنيا هزار و يك رنگ است / خدا كند شود پيدا دلي كه با دل من يك رنگ است * * * * * * * * * * * * * * هر چند كه دلتنگ تر از تنگ بلورم با كوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم يك عمر پريشاني دل بسته به مويي است تنها سر مويي ز سر موي تو دورم * * * * * * * * * * * * * * به نام خدايي كه هستي را با مرگ , دوستي رابي رنگ , زندگي را با رنگ , عشق را رنگارنگ , رنگين كمان را هفت رنگ , شاپرك را صد رنگ ... و من را دلتنگ دوستان آفريد ... * * * * * * * * * * * * * * داشتم اشك هايم را روي نامه اي عاشقانه با قطره چكان جعل مي كردم , خاطرم آمد شايد دلتنگ خنده هايم باشي ببخش اگر اين روز ها عشق با گريستن اثبات مي شود * * * * * * * * * * * * * * خدايا دلم گرفته , ميان اين همه آرزوها , دلتنگ ترين بنده ات را درياب . . . * * * * * * * * * * * * * * دلتنگ خنده هاي بهارانت در كوچه خزان زده دلم,نگاه مهربانت را به انتظار نشسته ام.يك شب از كوچه خيالم بگذر شايد عطر گيسويت خواب پريشانم را التيم ببخشد. * * * * * * * * * * * * * * دوست داشتن تمثيلي از نفس كشيدن من است, سزاواري من در زندگي, شايستگي ام در بودن! ... اگر سزا بود چنان در آغوش مي فشردم كه يكي گرديم, و در آن پيكر, نه من دلتنگ مي شدم, نه او مي گريخت * * * * * * * * * * * * * * زندگي قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه براي تو باشه... دلتنگي قشنگه اگه به خاطر تو باشه... من قشنگم اگه با تو باشم اما تو هرجور كه باشي قشنگي * * * * * * * * * * * * * * امشب تمام گذشته ام را ورق زدم : پر از لحظه هاي سياه , لحظه هاي داغ و پرالتهاب بي قراري , دلتنگي افسرده , خاموشي , سكوت , اشك , سوختن .... چيزي نيافتم . نفرين به بودن وقتي با درد همراه است * * * * * * * * * * * * * * از تو براي تو و براي دلتنگي هاي هميشگيم مي نويسم. مي گويم كه من تو را بهترين ميدانم تو را...ميخواهم * * * * * * * * * * * * * * ديگه به نبودت عادت كرده بودم خو دمو با خيالت راحت كرده بودم دو باره زد به سرم شعر دلتنگي بگم براي دل خو دم شعر غريبي رو بگم * * * * * * * * * * * * * * دلتنگم و با هيچكسم ميل سخن نيست كس در همه آفاق به دلتنگي من نيست * * * * * * * * * * * * * * تو رفتي و تنها چند خاطره كه هيچگاه نمي توانم فراموش كنم بر جا گذاشتي... خاطره هايي كه ياد آن اين دل عاشقم را مي سوزاند.... دلم بدجور براي تو تنگ است عزيزم.... * * * * * * * * * * * * * * آمدم تا مست و مدهوشت كنم اما نشد / عاشقانه تكيه بر دوشت كنم اما نشد آمدم تا از سر دلتنگي ام گريه تلخي در آغوشت كنم اما نشد نازنينم ياد تو هرگز نرفت از خاطرم سعي كردم فراموشت كنم اما نشد . . . * * * * * * * * * * * * * * دلتنگم و ديدار تو درمان من است / بي رنگ رخت زمانه زندان من است بر هيچ تني مباد و بر هيچ دلي / آنچه از غم هجران تو بر جان من است * * * * * * * * * * * * * * خيلي وقته كه دلم براي تو تنگ شده ..... قلبم از دوري تو بدجوري دلتنگ شده ..... خيلي وقته ديگه بارون نزده ..... رنگ عشق به اين خيابون نزده ..... خيلي وقته ابري پر پر نشده ..... دل آسمون سبكتر نشده * * * * * * * * * * * * * * اي كه از تازگي زخم دلم باخبري ياكه ازقصه ي دلتنگي من باخبري مثل مهتاب كه از خاطره ي شب ميگذري هرشب آهسته از آفاق دلم ميگذري * * * * * * * * * * * * * * از اين به بعد تو زندگيم همه چيز پر.روزاي بي تو پر..دلتنگيام پر..شكستن دل پر..جز تو همه چيز پر..نازنينم:فقط تو نپر... * * * * * * * * * * * * * * ساز گلهاي دلم دلتنگ توست حس نكردي يك نفر دلتنگ توست؟ * * * * * * * * * * * * * * نه به اون عشقو اميدو آرزو,نه به اين جنگ و جدال و گفتگو,نه به اون گريه و دوست دارمو دلتنگي , نه به اين خنده و اين نفرت و اين دلزدگي , نه به دلبستگيات نه به اين خستگيات! * * * * * * * * * * * * * * كاش تو ي فصلاي زشت سرنوشت يكي اين دلتنگيامو مي نوشت يكي از دستاي سرد ارزو گرمي دستاي عشق و مي گرفت يكي كه سكوت تنهاييم رو با صداي ساز شكستش بشكنه يكي كه تو قاب خالي دلم نقش زيباي خدا رو بكشه * * * * * * * * * * * * * * دلتنگي هميشه از نديدن نيست لحظه هاي ديدار با همه ي زيبايي گاه پر از دلتنگيست... * * * * * * * * * * * * * * اگه چشمات تر شد, اگه دلت تنگ شد ,اگه ديگه نبود كسي , اميد و هم نفسي , بدون كه هست اينجا كسي ,كه تو واسش همه كسي ... * * * * * * * * * * * * * * ميگن دلتنگي قشنگ ترين هديه ي عشقه حالا من با اين هديه ي قشنگ تو چيكار كنم؟ * * * * * * * * * * * * * * تو هرگز دلتنگي چشمانم را نديدي و تصوير خاموشي قلبم را در روشناي آرزوهايت يگر انتظارت را به انتظار نخواهم نشست برو مسافر جاده قدم هاي تو را دلتنگ است ... * * * * * * * * * * * * * * روزهاي خوب باهم بودنمان گذشت دلم تنگ است براي آن لحظه هاي شيرين با هم بودنمان ! دلم براي گرفتن آن دستان مهربانت , بوسه بر روي گونه زيبايت تنگ شده است... كاش دوباره آن روزهاي شيرين عاشقي مان تكرار مي شد , * * * * * * * * * * * * * * قطره هاي اشك بي قراري نوازشگر گونه هايم است . چه كنم كه اشك قشنگ ترين بهانه است براي گفتن از بي تو بودن , براي بيان دلتنگي و براي بيان غربت * * * * * * * * * * * * * * نگاهم كن كه من محتاج ان چشمان دلتنگم بگو بامن دوباره راز مستي را كه بي تو به يك دنيا شقايق دل نميبندم * * * * * * * * * * * * * * سلام بهونه قشنگ من براي زندگي آره بازم منم همون بهونه هميشگي فدايه مهربونيات چه ميكني با سرنوشت دلم برات تنگ شده بود اين نامه رو واست نوشت * * * * * * * * * * * * * * بادكنك دلتنگي هام پر شده از هواي تو ... اگه نياي مي تركه .. خونش مي افته پاي تو * * * * * * * * * * * * * * اگه گفتي امروز چه روزيه ؟ بگو ديگه ! زياد فكر نكن ! امروز همون روزيه كه دلم برات تنگ شده !!! * * * * * * * * * * * * * * اگه ميدونستي چقدر دلم برات تنگ شده پيش خودت ميگفتي: واااااااااااااااااااااااااي چقدر دلش برام تنگ شده! * * * * * * * * * * * * * * يك نصيحت: مواظب خودت باش! يك خواهش: اصلاً عوض نشو! يك آرزو: فراموشم نكن! يك دروغ: تورو دوست ندارم!!, يك حقيقت: دلم برات تنگ شده * * * * * * * * * * * * * * دلم از دوريت پاره شد . . . حالا دوختمش تنگ شد * * * * * * * * * * * * * * چقدر اينروزا چاق شدي, مي دوني از كجا فهميدم! چون هر روز دلم داره برات تنگ تر ميشه * * * * * * * * * * * * * * ميدوني چرا بعضي شبها زود صبح ميشه؟آخه خورشيد هم دلش واسه چشمات تنگ ميشه. * * * * * * * * * * * * * * اگر پروانه بودم مي پريدم / همين حالا حضورت مي رسيدم ولي پروانه نيستم پر ندارم / دلم تنگ است ولي چاره ندارم . . . * * * * * * * * * * * * * * در جستجوي تو چشمانم از نفس افتاد , در كجاي جغرافياي دلت ايستاده ام كه خانه ام ابري است , هميشه دلتنگ توام * * * * * * * * * * * * * * اگر تمام دردهاي عالم را نردبان كني , دستت به سقف دلتنگي هاي من نمي رسد . * * * * * * * * * * * * * * ميگن كلاغها خبرچينند , پس چرا خبر دلتنگي منو به تو نميدن ؟ * * * * * * * * * * * * * * دلتنگي هميشه از نديدن نيست , لحظه هاي ديدار با همه ي زيبايي گاه پر از دلتنگيست كه مبادا ديدار شيرين امروز , خبر تلخ فردا باشد . * * * * * * * * * * * * * * هر لحظه ي دوريت برام يك دنيا دلتنگي است و چقدر صبور است دل من , چرا كه به اندازه ي تمام لحظه هاي عاشق بودنم از تو دورم * * * * * * * * * * * * * * دلتنگي هميشه از نديدن نيست , لحظه ي ديدار با همه ي زيبايي , گاه پر از دلتنگي است . * * * * * * * * * * * * * * فراق يعني دوري , دوري يعني دلتنگي , دلتنگي يعني تو و تو يعني تموم دنيا * * * * * * * * * * * * * * از پرچين اميدهايت چتري برايم بفرست , من خيس دلتنگي هايت شده ام * * * * * * * * * * * * * * تو گفتي از دلتنگي ام برايت بنويسم , اما فكرش را نكردي دفتر دلتنگي هايم در قلبت جا نمي گيرد . * * * * * * * * * * * * * * سهم من از دوري تو چيزي جز دلتنگي به اندازه درياها , نگاهي تاريك همچون شب هاي بدون مهتاب و لحظه هايي كه ثانيه به ثانيه مي گذرند , پس اي دوست بشنو صداي دلتنگي مرا * * * * * * * * * * * * * * آن سوي دلتنگي ها هميشه خدايي هست كه داشتنش جبران همه نداشتن هاست . * * * * * * * * * * * * * * دلم براي كسي تنگ است كه طلوع عشق را به قلب من هديه مي دهد , دلم براي كسي تنگ است كه با زيبايي كلامش مرا در عشقش غرق مي كند , دلم براي تو تنگ است . * * * * * * * * * * * * * * تنهايي , دوري , دلتنگي , بغض , ناله و گريه همه و همه واسه يه لحظه با تو بودن . * * * * * * * * * * * * * * براي آن مينويسم كه روزي دلش مهربان بود , مينويسم تا بداند كه دل شكستن هنر نيست , نه ديگر نگاهم را برايش هديه ميكنم و نه ديگر دم از فاصله ها ميزنم , و نه با شعرهايم دلتنگي را فرياد ميزنم .مينويسم تا شايد نامهرباني هايش را باور كند * * * * * * * * * * * * * * اگر پروانه بودم مي پريدم / همين حالا حضورت مي رسيدم / ولي پروانه نيستم پر ندارم / دلم تنگ است ولي چاره ندارم * * * * * * * * * * * * * * من اينجا بس دلم تنگ است , و هر سازي كه مي بينم بد آهنگ است , بيا ره توشه برداريم قدم در راه بي برگشت بگذاريم , ببينيم آسمان هر كجا آيا همين رنگ است * * * * * * * * * * * * * * (((اس ام اس بي وفايي))) شنيدم سخن ها ز مهر و وفا , ليك نديدم نشاني ز مهر و وفايي * * * * * * * * * * * * * * چه اميد بندم در اين زندگاني / كه در نا اميدي سر آمد جواني سرآمد جواني و ما را نيامد / پيام وفايي از اين زندگاني . . . * * * * * * * * * * * * * * همه رفتند از اين خانه ولي غصه نرفت , اين يار قديمي چه وفايي دارد ... * * * * * * * * * * * * * * بي وفايي كن وفايت ميكنند با وفا باشي خيانت ميكنند مهرباني گر چه آيينه ي خوشيست مهربان باشي رهايت ميكنند . . . * * * * * * * * * * * * * * رفيق بي وفا را كمتر از دشمن نميبينم / سرم قربان آن دشمن كه بوئي از وفا دارد . . . * * * * * * * * * * * * * * به خيال كدامين آرزو , صفاي با تو بودن را از ما گرفتي اي بي وفا ؟ * * * * * * * * * * * * * * عشق يعني رفتن از شهر بهار / با دو چشم تر ب سوي روزگار / عشق يعني بي وفايي هاي يار / عشق يعني سالها در انتظار * * * * * * * * * * * * * * بوسه ات طعم بي وفايي داشت خنده ات رنگ بي صدايي داشت در دو چشمت نبود تصويرم گويي آن چشم دگر خدايي داشت * * * * * * * * * * * * * * افسوس كه بشكست دلم آنكس كه قبله گاهم بود زين روزگار بي وفايي با من يار گرماگرم نگاهم بود زير باران زير فانوس شب در اين مهتاب با اشك خود ترانه بي وفايي گويم ز مهتاب ... * * * * * * * * * * * * * * چندي ست كه بيمار وفايت شده ام / در بستر غم, چشم به راهت شده ام / اين را تو بدان گر بميرم روي / مسئول تويي كه من فدايت شده ام * * * * * * * * * * * * * * شنيدم سخن ها ز مهر و وفا , ليك نديدم نشاني ز مهر و وفايي * * * * * * * * * * * * * * خوشا آنان كه در بازار گيتي خريدار وفا بودند و هستند خوشا آنان كه در راه رفاقت رفيق با وفا بودند و هستند . . * * * * * * * * * * * * * * به بزرگي گفتم زندگي چند بخش است ؟ گفت : دو بخش , كودكي و پيري , گفتم : پس جواني چه شد ؟ گفت : با بي وفايي ساخت با عاشقي سوخت و با جدايي مرد * * * * * * * * * * * * * * من از بازي نور در وادي بي قلب ظلمت ها نمي ترسم من از حرف جدايي ها مرگ آشنايي ها من از ميلاد تلخ بي وفايي ها مي ترسم * * * * * * * * * * * * * * آدما عادت دارن از هم ديگه بت بسازن / راه صد ساله رو يك ساعته چهار نعل بتازن وقتي كه قديمي شد , بگن ديگه خسته شدن / بگن اين كهنه شده , به اون يكي دل ببازن * * * * * * * * * * * * * * مگر غير از وفا از من چه سر زد كه دل را بي وفا خواندي و رفتي مگرغيراز نگاهت به چشمانم كه درزد كه از ناز چشم خود ازدل گرفتي * * * * * * * * * * * * * * قلبم گرفت عزيزم از بس كه بي وفايي تنگ غروب گم شد الماس آشنايي خواستي ردم كني تو يك جوري كه نفهمم يك لحظه باورم شد كه من چقدر نفهمم * * * * * * * * * * * * * * بي وفا عشق من به خدا اشك من مي مونه رو گونه م تا بيايي پيش من رفتي و بعد تو چه زجري كشيدم هنوز تار موت و به دنيا نمي دم * * * * * * * * * * * * * * چه زود ازم خسته شدي چه زود از ياد بردي منو چه زود يكي ديگه اومد جامو گرفت تو دل تو بهم وفا نكردي و تيشه زدي به قلب من منو به غم نشوندي و گذشتي از كنار من نميدونم به جرم عشق يه عمره كه زندونيم توي آتيش غم تو يه عمره دارم ميسوزم * * * * * * * * * * * * * * مستم از باده ,كه مستي هم بلاست باده ي عاشق زهر باده جداست بي وفا , مستي مگر از باده ي عشقت نبود كين چنين دل را شكستي,كين شكستن هم خطاست * * * * * * * * * * * * * * با دل عاشق بد نكن اي آدم نامهربون / سنگدل و بي وفا نشو , يه دل داري اينم نشون . . * * * * * * * * * * * * * * اي مسافر غريبه چرا قلبمو شكستي رفتي و تنهام گذاشتي دل به ناباوري بستي حالا من تنها نشستم با نواي بي نوايي چه غريبم بي تو اينجا اي غريبه بي وفايي * * * * * * * * * * * * * * دلم گرفته خدايا تو دل گشايي كن من آمدم به اميدت تو هم خدايي كن به بوي دلكش زلفت كه اين گره بگشاي دل گرفته ما بين و دلگشايي كن * * * * * * * * * * * * * * هزار تا وعده دادي نيومدي ما رو كاشتي اين دل مهربونو چشم انتظار گذاشتي براي بيوفايي هزار بهونه داري هزار و يك شكايت از اين زمونه داري * * * * * * * * * * * * * * سلام اي بي وفاي بي مرووت / سلام اي ساز گيتار محبت سلام كردم نگي تو بي وفائي / وگرنه ما كه عاشقيم بي مرووت !!! * * * * * * * * * * * * * * من كه پشت پا زدم به هرچه هست و نيست / تا كه كام او ز عشق خود روا كنم خود را نميبخشم , اگر كه زين پس به عاشقان وفا كنم . . * * * * * * * * * * * * * * ديدي اي دل كه غم عشق دگر باره چه كرد ؟ چون بشد دلبر و با يار وفادار چه كرد . . * * * * * * * * * * * * * آخرين حرف دلم : عشق هرگز نميميرد مگر اينكه عشاق بي وفا باشند . . * * * * * * * * * * * * * * آهاي رغيب بي رحم عشق منو ربودي / آخه يار بي وفا به ياد من نبودي حالا داري به عشقت زندگيتو مي سازي / غافل از اين كه اينجا قلبي شكستي . . . * * * * * * * * * * * * * * خبرت خرابتر كرد جراحت جدايي! چه خيال آب روشن كه به تشنگان نمايي؟ دل خويش را بگفتم چو تو دوست مي گرفتم نه عجب كه خوبرويان بكنند بي وفايي! * * * * * * * * * * * * * * دوست خوبه , نه بي وفا زندگي خوبه , نه بي صفا عشق خوبه , نه بي معشوق من خوبم , نه بي تو ! * * * * * * * * * * * * * * آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا ؟ بي وفا حالا كه من افتاده ام از پا چرا ؟ * * * * * * * * * * * * * * عزيز دلم جدائي مكن / جهان كوچكيست , بي وفائي مكن ببخش عاشقت را و منت گذار * * * * * * * * * * * * * * تو كه قصد جدائي كرده بودي خيال بي وفائي كرده بودي چرا با اين دل خوش باور من زماني آشنائي كرده بودي . . . * * * * * * * * * * * * * * در وفا هيچ كس استاد نيست , ولي در بي وفائي همه استادن چطوري استاد !؟ * * * * * * * * * * * * * * در فلسفه وفا چنين آمده است , دل وقف شكستن است , بيهوده نرنج . . * * * * * * * * * * * * * * ناه من گناه بي گناهيست / تمام هستي ام غرق سياهيست به هر كس دل دادم بي وفا شد / چو پابندش شدم از من جدا شد . . * * * * * * * * * * * * * * هر رهگذري محرم اسرار نگردد / صحراي نمكزار چمن زار نگردد هر جا كه رسيدي طرح رفاقت مكش اي دوست / هر بي سر و پا يار وفادار نگردد . . . * * * * * * * * * * * * * * مقصود دلم مهر و وفا بود چنين گشت / گر مقصود دلم جور و جفا بود چه مي شد . . . ؟ * * * * * * * * * * * * * * تو كه رفتي پريشون شد خيالم / همه گفتند كه من ديوانه حالم نميدانند كه اين ديوانه در فكر شفا نيست / كه هرچي باشه اما بي وفا نيست . . . * * * * * * * * * * * * * * من ندانستم از اول كه تو بي مهرو وفايي عهد نابستن از آن به كه ببندي و نپايي * * * * * * * * * * * * * * يار دل آزار من وفا نشناسد / راستي عجب نعمتي است يار وفادار . . . * * * * * * * * * * * * * * ز درد عشق تو با كس حكايتي كه نكردم / چرا وفاي تو كم شد , شكايتي كه نكردم . . . * * * * * * * * * * * * * * با دل عاشق بد نكن اي آدم نامهربون / سنگدل و بي وفا نشو , يه دل داري اينم نشن . * * * * * * * * * * * * * * يار با ما بي وفايي مي كند بي گناه از من جدايي مي كند شمع جانم را بكشت آن بي وفا جاي ديگر روشنايي مي كند * * * * * * * * * * * * * * وه چه خوب آمدي صفا كردي چه عجب شد كه ياد ما كردي؟ بيوفايي مگر چه عيبي داشت كه پشيمان شدي وفا كردي؟ * * * * * * * * * * * * * * ياران به خدا كه بي وفايي مكنيد با عاشق دلخسته جدايي مكنيد يا آن كه وفا مي كنيد تا آخر يا آنكه از اول آشنايي نكنيد * * * * * * * * * * * * * وفاي شمع را نازم كه بعد از سوختن به صد خاكستري در دامن پروانه ميريزد نه چون انسان كه بعد از رفتن همدم گل عشقش درون دامن بيگانه ميريزد * * * * * * * * * * * * * * نون و پنير و چايي , قصه ي آشنايي , الهي ياد نگيري هرگز تو بي وفايي , روي گلهاي نرگس با يه مداد قرمز , هزار دفعه نوشتم : زندگي بي تو هرگز ! * * * * * * * * * * * * * * تو را براي وفاي تو دوست مي دارم, و گرنه دلبر پيمانه شكن كه فراوان است... * * * * * * * * * * * * * * كلاس عشق ما دفتر ندارد شراب عاشقي ساغر ندارد بدو گفتم كه مجنون تو هستم هنوز آن بي وفا باور ندارد * * * * * * * * * * * * * * در رفاقت با وفا بودن شرط مردانگي است / ورنه با يك استخوان صد سگ
[ شنبه ششم فروردین 1390 ] [ 3:17 ] [ ظاهر سلجوقی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

مراجعه كنندكان به اين وب ميتوانند اس ام اس هاي خود را به ادرس ايميل زير ارسال تا با نام خودشان در وبلاك درج گرددZ.saljoughi@gmail.com
امکانات وب
http://icana.ir/KM_media/image/2014/03/64395_orig.jpg